تبليغاتX
به پایگاه اطلاع رسانی مربوطی خوش آمدید < كَهنه اوز
پایگاه اطلاع رسانی مربوطی
  خدمت تمام بازدیدکنندگان وهواداران وب سایت مربوطی سلام عرض می کنم.همانطور که کابران اینترنت اهل روستای کهنه و شهرک می دانند، چند روز اینترنت قطع بود( چه کاسپین و چه دیبا)  ودرموقعی که مشکل  برطرف شده اکثر روزها کاسپین مشکل داره و بعد از رفع مشکل سرعت اینترنت از قبل کندتر شده و نتوانستیم همانند قبل در خدمت شما بازدیدکنندگان محترم باشیم و شاید کندتر شدن اینترنت همچنان ادامه داشته باشه و البته مشغله شخصی هم در این راستا بی تأثیر نبوده و  سعی می کنیم که بیشتر و بهتر از قبل به وظیفه خود پایدار باشیم.
عارف حاجی پور

 عکس شماره 1:

تیم فوتبال فجر روستای کهنه – دهه 1360 ه . ش

ایستاده از راست: محمدشریف قائدی – مرتضی جمشیدی – محمد اسدی – ابراهیم سلامی – مرتضی خواجوی – اکبر شفیعی – طه وطن خواه

نشسته از راست: امیر سلامی(لباس زرد)- محمدشریف اسماعیلی – اسحاق حسینی – خسرو جمشیی – مرتضی شفیعی – محمد ملکی

عکس شماره 2:

تیم فوتبال بزرگسالان روستای کهنه در سال 1378 ه . ش

( فکر کنم برای همه و یا اکثر کهنه ایها این افراد قابل شناسایی باشند ولی به احترام بازدیدکنندگان غیربومی اسامی اشخاص را ذکر می کنیم. )  

ایستاده از  راست: ناصر صابری – احمد نوری – موسی رضایی – اسماعیل فیروزی – محمد اکبری – محمدشریف اسدی – هاشم رهنورد – مصطفی جلیلی – مرتضی اکبری – عبدالله اسدی – محمد زمانی

نشسته از راست: عبدالله رفیعی – بهرام احمدی – هاشم نبوی – عبدالکریم صابری – محمدنور نوری – مصطفی حسینی – وحید عبدی – مرتضی جمشیدی – محمدعلی زمانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 23:38  توسط عارف حاجی پور | 

هکار - زمستان ۱۳۹۰

با تشکر از :

عکس ها : آقای  اسماعیل ( خداداد ) رسولی

ارسال : آقای صالح وطن خواه

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 13:54  توسط مصطفی رضایی | 

ضمن عرض سلام و خوش خبری به جمیع  سروران  کهنه ای ساکن کهنه و شهرک

باستحضار می رساند در پایان جلسه به اتفاق آرا به این تنیجه رسیدیم که:

فعالیت خیر خواهانه خویش را در ادامه فعالیت صندوق فعلی که مورد تایید تمامی ساکنان کهنه و شهرک کهنه می باشد ادامه دهند.

منوط به این که چهار نفر از مقیمین امارات که می توانند فعالیت نمایند مورد تایید هیئت محترم صندوق فعلی قرار گیرند.

جهت پیشرفت سریع کار نماینده روز یکشنبه به حضور غزیزان مسئول صندوق فعلی خواهد رسید و صورت جلسه را به ایشان تقدیم می نماید.

هیئت محترم فعلی صندوق که از عزیزان ساکن هر دو روستا می باشند ظرف مدت معیتی جواب را به نماینده ابلاغ گردد و فعالیت عزیزان در امارات ظرف مدت یک ماه آینده شروع به کار خواهد کرد.

با تشکر از تمامی عزیزانی که در اطلاع رسانی و حضور گرم خویش ما را در این امر خیر یاری نمودند.

جمیع مقیمین امارات

وبلاگ مربوطی : از همه این عزیزان کهنه ای و دست اندرکاران تشکیل این انجمن تشکر و قدردانی می گردد و امید است که این امر خداپسندانه با یاری خیرین و یاری کنندگان این انجمن تداوم داشته باشد.از جناب آقای عیسی رحیمی جهت پیگیری در این امر و دوست عزیز جناب آقای احمدی فیروزی جهت ارسال خبر و عکس تشکر می نماییم.

+ نوشته شده در  شنبه 8 بهمن1390ساعت 13:1  توسط مرتضی اسماعیلی | 

اولین شماره مجله تصویری خودمونی هفته آینده در امارات توزیع خواهد شد .

+ نوشته شده در  شنبه 8 بهمن1390ساعت 11:13  توسط مرتضی اسماعیلی | 

برج دولو و آن چاه شگفت انگیز

از برج دولو اطلاعات مناسبی در دست هست . می دانیم که این برج که بر بلندای کوهی قرار دارد یک مرکز دیده بانی بوده  که شعاع دید و تسلط بر راه های ورودی به روستای کهنه را برای نگهبانان و چریک های مسلح آن زمان که جهت حفظ حریم  امنیت روستا در آن برج مستقر بودند ٬ میسر و آسان می ساخت . اما چاه عمیقی که در کنار این برج در دل کوهی سخت و سنگی حفره شده است برای چه منظوری بوده است ؟ با اطمینان می توان گفت که  این چاه یک چاه معمولی نیست . اما آیا این چاه می توانسته به عنوان یک انبار مهمات بوده باشد ؟ این چاه می توانسته پناهگاه امنی برای اختفاء نگهبانان و افراد مسلح به هنگام حمله و دفاع در زمان های ناامنی روستا بوده است ؟

برای پاسخ دادن به این سؤالات و ده ها سؤال دیگر نیاز به تحقیق و مطالعه می باشد . که در این میان آقای محمد رفیع محمدی از بازدید کنندگان و فعالان وبلاگ مربوطی و از علاقمندان به تاریخ زادگاهشان پس از مشورت با مدیران وبلاگ مربوطی تصمیم به تحقیقی در رابطه با چاه کنار برج دولو ٬ که در گام اول ایشان اقدام به مصاحبه باافرادی که مطلع از روستا بودند ٬ نمودند . در ادامه نکته نظرات بزرگوارانی  را در ارتباط با عنوان تحقیق ٬ مشاهده خواهید نمود .

شما از این چاه عجیب و شگفت انگیز چه می دانید ؟

مرحوم محمد حسین جعفریان: طبق شنیده هایی که از پدربزرگ خود دارم ، در زمان های قدیم مردم برای پنهان کردن اشیا قیمتی خوداز دست سارقان خارج از ده ، آن اشیا را به طناب بلندی بسته و به داخل چاه انداخته، تا در مواقع لزوم آن را از چاه بیرون آورده و استفاده کنند. و همچنین پدران ما می گفتند که اگر سنگی به داخل چاه انداخته شود ، مدتی طول می کشد تا صدای سنگ شنیده شود ، که می توان گفت که چاه بسیار عمیق می باشد. همسر ایشان نیز گفتند:این چاه از زمان گبر وجود داشته است. گفته می شود که در زیر این چاه ، دالان ها ، درها و پنجره هایی وجود دارد و حکایت از این دارد که مردمی در آنجا زندگی می کردند و این چاه به عنوان دریچه ای  برای روشنایی آن مکانِ زیرزمینی استفاده می شده است و دالان ورودی آن از جای دیگری است.( و قبرستانی که کنار  آب انبار محمدصالح آزادی " برکه گرده" وجود دارد، به چاه و مردمان آن زمان مربوط می شده، همچنین قول است که بعضی از قبرها رو به قبله نیستند).

عبدالله آزادی: طبق شنیده هایم برای کندن این چاه از ابزاری مخصوص استفاده می کردند که می توانسته سنگ را به راحتی خرد کند( شاید ترکیباتی از الماس داشته است!). چون چاه بر روی کوه حفاری شده این مسأله زیاد هم دور از انتظار نمی باشد.

قیطاس فرخی: طبق شنیده هایم پس از ورود  به چاه و و بعد از رد کردن سه تا چهار متر از چاه و نرسیده به پایین چاه (وسط)، دریچه ایست که به اتاق بزرگی راه دارد و مردم جواهرات خود را در آنجا نگهداری می کردند وهمچنین برای فرار از دست دزدان خود نیز  بدانجا پناه می بردند.

حاجی مرتضی احمدی: بنده به ایشان گفتم که گفته می شود در چاه طاقچه هایی وجود دارد ، ایشان مطلب جالبی را به بنده گفتند: در زمان هایی که بین مردم خان وجود داشت، و مردم از خان ده دستور می گرفتند،در چاه یک طاقچه بزرگ حفر می کردند و فرد مجرم را داخل آن حبس  و فرد نه راه فرار به بالا و نه پایین داشت. در زبان محلی به آن زندان بالکه گفته می شد.و بدین شکل او مجازات می شد.

درویش فریدونی: طبق شنیده هایم در چاه طاقچه هایی وجود دارد که هر کدام از آنها به فردی اختصاص داشته و مردم اشیا قیمتی خود را در طاقچه های اختصاصی خود می گذاشتند.

عبدالوهاب محمدی: طبق شنیده هایم در روستای مارمه نیز چاهی به نام چاه دولو وجود دارد که شاید ارتباطی بین این دو چاه وجود داشته باشد.... شاید کلمه دولو از " دلّی یا دیول " به معنی ظرف آب گرفته شده باشد.

حاجی محمد علی وطن خواه:این چاه به خاطر استفاده از آب آن درست شده است. از بالای چاه تا رسیده به قلعه ی دولو در دو طرف آن محدوده سربازانی نگهبانی می دادند. طبق شنیده هایم حمامی نیز در ان قلعه وجود داشته است.همسر ایشان نیز به نقل از مادربزرگ مادرشان گفتند:روزی چند ساحر به در خانه می آیند و بعد از صحبت هایی راهی می شوند، مادربزرگم بعد از رفتن آنها به سراغ جواهرات خود می رود ولی اثری از آن ها پیدا نمی کندو مادربزرگم افسوس می خورد که ای کاش آن ها را در چاه دولو آویزان می کردم!که می شود برداشت کرد که مردم اشیا قیمتی خود را در چاه آویزان می کردند.

مرحوم حاجی محمد شریف وطن خواه: در هر روستا یا دهی در زمان های قدیم این چاه بوده است ( به نام دولو) و از آن برای مجازات افراد مجرم استفاده می شده و آن ها را در چاه می انداخته اند.و شنیده هایی از پدر بزرگ پدربزرگم دارم که در آن زمان ها از این چاه استفاده نمی شده است و این حاکی از آن است که روستای کهنه در آن زمان مردمانی آرام صفت داشته است .

محمد اژدری: طبق شنیده هایم که میشود گفت بر پایه خرافات است،موجوداتی در چاه وجود دارد که فردی که به بالای چاه می رفت ، مورد هجوم قرار می گرفت، و از درون چاه صداهایی بلند می شده است.و نیز ارتباطی بین برج های دیگر بوده است.

سید محمد حسینی: در زمانی که ناامنی فراوان بوده نگهبانانی که در برج بالای چاه نگهبانی می داده اندبرای اینکه نگهبانی خود را ترک نکنند از آب همان چاه استفاده میکردند

فریدون فریدونی: از اتفاق بزی که متعلق به مرحوم محمد صالح آزادی بوده است به داخل چاه می افتدو چون می گفتند در چاه جانورانی وجود دارد که کسی جرات رفتن به داخل آن را به خود راه نمی داده است، بعد از گذشت 2 روز که هنوز صدای بز را از داخل چاه می شنیدند مرحوم محمد صالح به بنده که فقط 5 یا 6 سال بیشتر نداشتم گفت که به داخل چاه برو و بز را بیرون بیاور ، من هم چون کودکی بودم و از خطرات آن آگاهی نداشتم به دور از اطلاع پدر و مادرم قبول کردم. مرحوم محمد صالح آزادی دو  طناب خیلی بلند را به هم بست و بعد به کمر من ، و مرا به همراه فانوسی ( چراغ بزساتی ) به داخل فرستاد ، پس از گذشت چند متری متوجه شدم که بر دیواره چاه لبه هایی وجود دارد که من برای حفظ تعادلم از آن ها استفاده می کردم. چاه بسیار عمیق بود ، چون مدت زیادی طول کشید تا به ته چاه رسیدم،  بز را  داخل سبد گذاشتم و زمانی که میخواستند مرا بالا بکشند بر دیواره چاه ، متوجه دریچه نسبتا بزرگ شدم که یک چهارم آن را خاک گرفته بود . مرا بالا کشیدند و قضیه را برای محمد صالح گفتم و او جواب داد: آن دریچه مربوط به زمان گبرنشینان بوده است.

یاسین وطن خواه فرزند عبدالغفور :به نقل از مرحومه مادربزرگش گفت: این چاه از زمان بهرام گور بوده و نوعی قنات است که با چاه های دیگر در ارتباط می باشد.

در حین تحقیقات از فردی باخبر شدیم که حدود۱۵ تا ۲۰ سال قبل به داخل چاه رفته بود که خواسته شد  اسمش ناشناس بماند.اوگفت: من به داخل چاه رفتم . عرض چاه حدود یک متر و بیست سانتیمتر  متر بود که نزدیک به انتهای چاه عرض ان تقریبا ۱۰ تا ۲۰ سانتی متر بیشتر می شد. قسمت بالای چاه حدود سه تا چهار متر سنگ و ساروج  و مابقی سنگ تراشیده شده بود . من تا انتهای چاه رفتم ولی چیز بخصوصی مشاهده نکردم. احتمالا چاه حدود۸ تا ۹ متر بیشتر نبوده است. ته چاه خاک وگل بود که احتمال پر شدنش نیز هست. طبق شنیده هایم در زمان های قدیم به دلیل ماندگاری زیاد اب درون آن، از این چاه استفاده می شده  است.

 با تشکر از آقای محمد رفیع محمدی به خاطر این مصاحبه های جالب

عکس ها از آلبوم وبلاگ مربوطی

+ نوشته شده در  جمعه 7 بهمن1390ساعت 19:26  توسط مصطفی رضایی | 

عکس از آقای مزدک میراحمدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 19:57  توسط مرتضی اسماعیلی | 


به همت امام جمعه کوره ( آقای انصاری) و رییس شورای آن ( آقای مختاری) و با پیگیری یکی از اهالی اوز آقای نورالدین صمدانی، سنگ قبر هایی متعلق به قرن 4 تا 5 هجری قمری از طرف مردم خوب کوره به موزه ی مردم شناسی بخش اوز تحویل داده شد.

خبر از: آقای محسن مهرآوران

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 19:46  توسط مرتضی اسماعیلی | 

سرما و یخبندان (  سُنگَرَ  ) در چند روز اخیر در روستای کهنه اوز

با تشکر از :

عکاس : آقای عبدالقادر سلامی

ارسال  : مهندس محمد شریف احمدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 بهمن1390ساعت 21:28  توسط مصطفی رضایی | 

قشم و درگهان : پناهگاه جوانان کهنه ای جویای شغل

قسمت پنجم ( آخر )

سفر وبلاگ مربوطی از جزیره ی تاریخی و زیبای قشم به پایان رسید . جا دارد از همه ی دوستانی که یاری امان کردند تشکر و قدر دانی نماییم و عزیزانی که میسر نگردید به دیدنشان برویم   عبارتند از آقایان : ابراهیم ( حاج شرف الدین خوشبخت - یونس رحیمی - ولید جلیلی - سلمان اسدی - اسحق عبدی و ...  ضمن عرض سلام ٬ از صمیم قلب معذرت خواهی نموده و تقاضا داریم عکسی از خودشان در هر مکانی که شاغل هستند به هر شکلی که راحت تر می باشند برای ما ارسال نمایند تا در قسمتی دیگر نسبت به درج آن اقدام نماییم . امیدواریم فرصتی پیش بیاید از کهنه ایهای مقیم و شاغل در بندرعباس ٬ شیراز ٬ تهران و کشورهای حوزه خلیج فارس نیز تصاویری داشته باشیم .

برای مشاهده  تصاویر به ادامه مطلب رجوع نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 بهمن1390ساعت 11:3  توسط مصطفی رضایی | 

منظره ای زیبا از زمستان در روستای کهنه اوز

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 بهمن1390ساعت 21:59  توسط مصطفی رضایی | 

اطلاعیه

بدینوسیله به اطلاع کلیه عزیزان کهنه ای مقیم امارات متحده عربی می رساند در نظر داریم  در سایه الطاف خداوند بزرگ و همت عالی شما جلسه ای تشکیل داده و نسبت به راه اندازی صندوق خیریه به منظور جمع آوری کمک های مالی جهت تآمین هزینه های عمران و آبادانی روستاهای کهنه و شهرک اقدام شود . لذا از کلیه عزیزان شاغل و مقیم امارات دعوت به عمل می آید تا در این امر خداپسندانه و مهم حضور به همر رسانند . از آنجایی که بزرگوارانی از روستاهای اطراف نیز اعلام آمادگی برای مشارکت نموده اند ٬ از همه عزیزان تقاضا می شود جهت اطلاع از زمان دقیق و محل برگزاری این نشست با بنده عیسی رحیمی از طریق تلفن و ایمیل بنده به شرح زیر اقدام نمایید .

با تشکر :

عیسی رحیمی - امارات متحده عربی - دبی

 شماره تماس : 00971509959714

eisa.distnce@yahoo.com

زمان :25 ـ 1 ـ 2012

مکان : شارجه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 23:27  توسط مصطفی رضایی | 

قیمت سکه از سال ۷۴ تا کنون

سال

طرح قدیم

طرح جدید

     ۷۴

۴۴.۱۶۹

۴۱.۲۵۹

     ۷۵

۴۱.۲۷۳

۴۰.۷۸۵

     ۷۶

۳۸.۸۳۳

۳۸.۵۱۱

     ۷۷

۴۵.۰۹۲

۴۵.۰۰۰

     ۷۸

۵۸.۷۴۱

۵۸.۶۱۵

     ۷۹

۶۰.۵۱۲

۵۶.۷۰۰

     ۸۰

۶۰.۸۲۰

۵۴.۳۸۸

     ۸۱

۶۹.۹۶۰

۶۲.۹۰۱

     ۸۲

۸۶.۱۵۰

۷۶.۵۸۰

     ۸۳

۱۰۴.۵۳۷

۹۰.۱۶۰

     ۸۴

۱۲۲.۸۹۰

۱۰۶.۶۰۰

     ۸۵

۱۶۷.۹۶۷

۱۴۴.۲۱۰

     ۸۶

۱۹۰.۶۷۸

۱۷۲.۸۷۰

     ۸۷

۲۳۱.۶۴۹

۲۰۵.۳۸۰

     ۸۸

۲۸۸.۰۰۰

۲۷۰.۰۰۰

     ۸۹

۴۳۵.۰۰۰

۳۸۳.۰۰۰

۳/۱۱/۱۳۹۰

۱.۰۵۰.۰۰۰

۱.۰۵۰.۰۰۰

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 19:33  توسط مرتضی اسماعیلی | 

قشم و درگهان : پناهگاه جوانان کهنه ای جویای شغل

قسمت چهارم

قشم و درگهان محیطی امن و دل انگیز به نظر می رسیدند . مردمانش آرام و خونسرد . افرادی نیز که مشغول به فعالیت بودند بسیار مهربان و دور از حاشیه بودند . بعد از ورود به مغازه های متعدد از صاحبان و مدیران مغازه ها کسب اجازه برای گرفتن عکس می کردیم . آنان نیز با مهربانی این فرصت را به وبلاگ مربوطی می دادند و نکته جالب اینکه اکثر این افراد از بازدید کنندگان وبلاگ  مربوطی بودند که در تصاویر دیده می شوند . در بین همه ی این عزیزان برادرانی از چاطوس خنج بودند که به ما لطف زیادی داشتند و اجازه دادند تا همکارشان آقای موسی رضایی همراه ما باشد تا بتوانیم با راهنمایی ایشان سریع تر کار گرفتن عکس از کهنه ایهای مقیم و شاغل سریع تر انجام بگیرد . از دوستان چاطوسی آقایان محمدی ٬ زینلی ٬ باقری و همچنین از آقای موسی رضایی که تک به تک بازارها و مغازه ها راهنمایمان بودند ٬ آقایان رضا ( شهباز ) و مجید جلیلی ٬ مجید صابری و احمد (زبیر ) محمدی و سایردوستان که لطف و مرحمت داشتند و مساعدت نمودند تشکر می نماییم .

احمد محمدی (چاطوس ) - موسی رضایی - اسحق محمدی (چاطوس ) 

 نشسته مرتضی محمدی - یونس زینلی ( موبایل به دست ) 

- محمدابراهیم محمدی هرسه از چاطوس و غلامرضا خواجوی

برای مشاهده  تصاویر دیگر به ادامه مطلب رجوع نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 16:41  توسط مصطفی رضایی | 

هر چند مشکلات سایت ستاره های اوز هنوز در بسیاری از موارد حل نشده است اما تقاضای دوستداران وهمشهریان علاقمند به ماندگاری سایت مرا بران داشت که با وجود مشکلات به اینکار ادامه دهم.

متاسفانه هنوز وتاکنون نتواسته هیچ سایتی جای خالی انرا پر کند وهمین امر بر ضرورت وماندگاری سایت بیش از پیش به امری حیاتی تبدیل کرده است .همانگونه که قبلا هم اعلام کرده بودم دو علت اساسی باعث توقف سایت شده بود .یکی خستگی بیش از اندازه ودست تنهایی مدیر سایت در بروز رسانی سایت بود ودیگری مشکلات مالی برای پا برجا ماندن سایت بود .خستگی ما بماند برای بعد ها شاید روزی روزگاری فرصت شد این کار طاقت فرسا را با توان مالی بین دیگرانی که کمک کنند تقسیم کنم ؛ اما تا انزمان همچنان یکه وتنها وبا شور وشوق وعشق دیرینه ای که به زادگاه وسرزمین وعلاقمندان سایت دارم بی هیچ منتی ادامه خواهم داد . در حوزه کمک به سایت عزیزانی که کم واندک هستند دوست دارند که برای سایت ستاره های اوز که مسائل ومشکلات واداب وسنن این سرزمین را مطرح میکند همیاری داشته باشند ومن همیشه دست گرم این همشهریان وعلاقمندان را صمیمانه میفشارم  وبرای همین منظور یک شماره حساب هم پائین همین مطلب گذاشته ام تا اگر کسی خواست کمک کند به این حساب واریز کنند .

اما این چند روز انتظار داشتم که بر این تعداد افزوده شودتا شاید خستگی این سالها فراموش کنم  اما نگاه منفعلانه ومصرفی که در بین اوزیها طی این سالها زیاد شده است نمی گذارد که فکر کنند که برای توسعه وهر حرکت فرهنگی در جامعه احتیاج به همبستگی وهمیاری اقشار مختلف دارد .متاسفانه خیلی ها اری خیلی ها فکر میکنند که اگر کسی باید کمک کند حتما باید تاجر وپولدار باشد انهم از دبی باشد .این تفکرمصرفی نمی گذارد که هرفرد فکر کند که اگر حرکتی را می پسندد احتیاج به همراهی او هم هست ؛به خیلی ها که میرسی  میگویند اری حیف است که سایت بسته شود حیف است که سایتی که روزانه خبر وگزارش وتحلیل وعکس داشته بسته شود حتی ادعا را بیش از پیش میکنند ومیگویند باید به شما کمک شود  اما از این بین هیچ کس ادرس مشخصی نمی دهد وتازه اگر بپرسی ببخشید چه کسی باید کمک کند ؟ شمارا به دیگران حواله میدهند ؛انگار ان شخص نه توان دارد ونه میتواند در این مشکل همراهت شود . خدمت همه این دسته از اقایان وخانم ها عرض کنم فرهاد ابراهیم پور از هیچ کسی طلب ندارد ومطمئن باشید باز هم مثل گذشته دست به کسی دراز نمی کند اما هر انکس که کمک کرده از انها به نیکی یاد میکند واز صمیم قلب از همه انها حتی اگر بین انها اندک کمکی کرده باشند به خاطر احساس مسئولیتشان سپاسگزاری میکنم 

این را برای خودم وسایت ستاره های اوز نمی گویم برای همه انهایی میگویم که فکر میکنند باید سایت بماند اما خودشان فقط نظاره گر فعالیت واستفاده از مطالب ان باشند...

مطلب فوق قسمتی از یادداشتهای مدیر سایت ستاره های اوز بود بعد از فعالیت مجدد سایت و اما وبلاگ مربوطی و بازدید کنندگان آن خوشحال از فعالیت مجدد این سایت و به جناب آقای ابراهیم پور خسته نباشید عرض می نماید.موفق باشید.

..
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 21:50  توسط مرتضی اسماعیلی | 

دومین گردهمایی جوانان کهنه ای در بندرعباس


دومین گردهمایی جوانان کهنه ای در بندرعباس با حضور استاد بهرام رفیعی

 این جلسه  ساعت ۱۱ دیشب با حضور گرم جوانان کهنه ای (البته کمتر از قبل) برگزارگردید . ابتدا آقای ابراهیم رفیعی دقایقی درباره اتحاد بیشتر جوانان در بندر صحبت نمودند و خواستار شرکت کردن بیشتر جوانان در این جلسات شدند. بعد از ایشان ٬  آقای بهرام رفیعی سخنانی را بیان   و از تشکیل چنین جلساتی در بندرعباس ابراز خوشحالی و امیدواری نمودند . ایشان فرمودند : "خوشبختانه در روستایی هستیم که نسبت به قبل شاهد پیشرفت های چشمگیری در زمینه تشکیل جلسات و اتحاد اهالی بوده ایم  و باید  بکوشیم تا با همبستگی بیشتر حرف اول را در سطح منطقه بزنیم. باید از تجربه دیگران استفاده کنیم تا در زمینه اقتصادی پیشرفت کنیم چون با پیشرفت مادی خیلی راحت تر میتوان به پیشرفت معنوی رسید. تاجایی که میتوانیم باید به امکانات مدارس بیفزاییم تا افرادی نمونه را از این مدارس تحویل جامعه دهیم . " بعد از صحبت های آقای رفیعی از حاضرین پذیرایی  و جلسه در ساعت ۱۲ خاتمه یافت  . 
 
 
وبلاگ مربوطی ضمن قدردانی از زحمات آقایان بهرام٬  ابراهیم رفیعی و سایر عزیزانی که دست اندرکار و یا در جلسه شرکت داشته اند ٬ برای تمامی عزیزانی که در بندر غباس شاغل و مقیم هستند آرزوی موفقیت نموده و آمادگی وبلاگ مربوطی جهت درج و اطلاع رسانی در همه ی زمینه های فعالیت در بندرعباس را اعلام می نماییم .   
گزارش و عکس : آقای صالح وطن خواه
با تشکر از ایشان
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 21:40  توسط مصطفی رضایی | 

یک سند تاریخی از اوز 
در سال 1330 و همزمان با دوره نخست وزیری دکتر محمد مصدق بی سیم تلگراف در اوز افتتاح شده است . قبل از آن اوز یها اگر تلگراف می خواستند بفرستند باید به لار مراجعه می کردند . با افتتاح این بی سیم تماس اوزیها با داخل و خارج کشور با سهولت بیشتری انجام می شده است . آن زمان در اوز انجمنی از سران و بزرگان اوز بوده است به نام - انحمن اصلاح اوز - که کارهای جالبی را با انجام رسانده است و از آن جمله این بی سیم . در ان انجمن اشخاصی نظیر : محمد امین دانشمند - محمد رسول کرامتی - محمد بشیر حسین نیا - عبدالله زرنگار - بازرگانی - فریدی - احمد سیفایی - محمد هادی صمدی - محمدرفیع ( محمد ابراهیم ) خضری - عبدالله ضیایی - یادگاری - امین زاده - پاکروان - صمدانی - شریفزاده- صدیق - امیدوار - سوداگر - یزدانی - محمد رفیع نامور - احمد فقیهی نژاد - میر محمد نبی شفیعی - عیدالرحیم احمدیان -کمالی - بهرزوزیان و..... عضو بودند ......... این تلگراف از کویت به اوز مخابره شده است و مرحوم محمد امین کرامتی به انجمن اصلاح اوز بابت افتتاح بی سیم تبریک گفته است.عنایت اله نامور/.

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 7:0  توسط مرتضی اسماعیلی | 

«نگاهی به آرشیو» بخش جدیدی از وب سایت مربوطی می باشد که در این پست مطالب و نوشته های مهم،زیبا و جالب در مورد روستای کهنه و شهرک از آرشیو انتخاب می شود و در این پست به ثبت می رسد.

دلیل قرار دادن این پست جدید این می باشد که تعداد زیادی از بازدیدکنندگان تازه با دنیای اینترنت آشنا شده اند و از خیلی مطالب ثبت شده در وب سایت روستای کهنه بی اطلاع هستند و همچنین برخی از عکس ها توسط سرور آپلود خراب شده و یا فیلتر شده و هم اینکه یادآور مطالب گذشته باشیم که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

.............................

گفتگوهای تنهایی تو

هنوز یک ساعتی به طلوع آفتاب مانده است.  صدای دل انگیز بانگ خروس شنیده می شود .کاد مراد ٬ نوروز اسد و کریم حسن گله را با آن آهنگ دل نشین  زنگ آویزان در گردن بزها به سوی پهروز  و صحرا حرکت می دهند. ما بچه ها ی محله هم به کوچه های خاکی می آییم. بوی عطر خاک باران  خورده احساس سرزندگی به آدمها و روستا داده است. چند تایی از زنان همسایه کوزه  بدست به طرف برکه ها میروند تا   «زیر آبی » را از برکه بیرون بکشند .زیر آبی آن دوران با زیرآبی این دوران خیلی تفاوت دارد. آن دیگر زن همسایه  « تشی » زیر  «برزه» دارد تا « باته »و «عسل» خودمونی را بر سفره  ناشتایی  شوهر تازه از کویت برگشته اش بگذارد. به دل میگویم" روزی می آید من هم به کویت بروم و لباس نو بپوشم ؟" از محله تمب گله یی بوی بالنگ به این طرف روستا می آید ٬ لابد آجی عبدالغفور از پهروز با الاغش بالنگ آورده است. آفتاب طلوع کرده و جمع دوستان جمع است.بحث بر سر یلختور و شیردومبلک دیشب است. عبدالوهاب دیشب زودتر علامت خاموشی داد و برق  روستا را زودتر از موعد خاموش کرد. بچه ها از فرصت تاریکی استفاده کردند و تیم بازنده فرار کردند و سواری ندادند .باید جوری تلافی کنیم و این بزرگترین دغدغه ماست. متوجه می شویم که تعدادی به طرف خالالانگه فرضعلی میروند. یواشکی مقداری روغن از گرمادو کش میروم و دوان دوان به سمت کوه سختی که ما بچه ها آن را نرم کردیم می روم. فرضعلی دارد  با آن کلاه همیشگی  چپق دود می کند. می شود یک روز من هم بزرگ شوم و سیگار بکشم ؟. بر روی سنگ پهن و نرمی می نشینم و از بالای خالالانگه  حرکت میکنم. چه دنیایی است . احساس پرواز دارم  روزی میرسد سوار هواپیما شوم ؟ از آنجا می بینم جلوی مدرسه پچه ها دارند بساط دار چکل آماده می کنند. شتابان می آییم. زیر دریچه خانه خواجه شفیع...به تابلوی مدرسه نگاه می کنم .«دبستان دولتی نوبنیاد کهنه تأسیس ۱۳۳۳». به درختهای گز و آن ترکه های  زیبایش خیره می شوم. به یاد  آن روز  می افتم که آقای نشاط از دو روز قبل چند تایی از این ترکه ها در  آب یخ  حوض مدرسه گذاشته و سر صف مراسم  صبحگاهی مدرسه همه را کتک کاری کرده  بود. هنوز کف دستم درد میکند. آهسته سنگی از سنگهای خرتگ آورده را بر میدارم و به سمت تابلوی مدرسه  می اندازم.عقده دلم خالی می شود  و درد کف دستم نیز از بین میرود. روی تابلو تو رفتگی ها و گاهّا سوراخی دیده میشود و معلوم است که از چه کسانی زخم خورده است.دوباره صدای اذان  محمد شریف اکبر و احمد خادم می آید.بازی دار چکل و لهپر نوک هم مانند آفتاب ظهر تابستان به اوج گرمی اش رسیده...  بازی را ول کنم به خانه بروم یا نروم ..؟ ابهت پدر....ترس از پدر...نه قول داده ام ..باید بروم...و میروم..

رشته افکارم پاره می شود ...ویزا...فرودگاه لار... معمل تابوکی ....هاف لاری...بقالی...(محمد -  یوسف – عبدالله - هاشم- خسرو - ابراهیم-آقانور- مرتضی- نظام - اسحق- طاها - داود..) شما کجا ٬ اینجا کجا....؟ بله.. بزرگ شده ایم و به کویت آمده ایم ...لباس نو... نان فریزر شده نانوایی...عسل گراش...آب معدنی و یخ... صدای زنگ موبایل و ...پلی استیشن.... طبق معمول دیر از خواب بیدار شدم٬ معلوم نیست صبحانه می خورم یا ناهار...گذرنامه ...اقامه...بلیط ....غربت...درد غربت....و دلتنگی هام...و اشکی که راه گم کرده...حالا اینها دغدغه های امروزی من هستند...به جای سوار بچه ها شدن در بازی لهپرنوک سوار هواپیمای آسمان می شوم ...اما احساس پرواز ندارم...

سه شنبه ۲۵ فروردین ۸۸ - مصطفی رضایی
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 0:57  توسط عارف حاجی پور | 

قشم و درگهان : پناهگاه جوانان کهنه ای جویای شغل

قسمت سوم

به سراغ کهنه ای های مقیم و شاغل در درگهان رفتیم . شهری نسبتآ شلوغ با بازارها و مراکز خرید متعدد و امکانات شهری اندک . در اکثر مراکز هم ولایتی ها بودند . اکثر آنها به صورت کارگر و شاگرد در مغازه ها با معاشی نه چندان رضایت بخش مشغول بودند . اکثر آنها بر این باور بودند که کهنه ایهایی که توان سرمایه گذاری دارند بهتر است به درگهان بیایند و با سرمایه گذاری خدمتی هم به جوانان روستایمان نمایند و از جوانان حمایت نمایند  .

عبدالله غلامی - لطف الله جلیلی

از بازاریان قدیمی و پیشکسوت در قشم و درگهان

اسماعیل محمدی

محمد علی شفیعی - محمد نور غلامی

رضا نوری - احمد اسماعیلی

صفدر نوری - محسن اسماعیلی

محمد استایی ( فتویه ) - محمد رضی صابری - مجید صابری - عبدالله صالحی ( فتویه )

رضا ( شهباز ) جلیلی

مجید جلیلی

محمدنور رفیعی - صالح اکبری

" منتظر قسمت های بعدی باشید . "

+ نوشته شده در  جمعه 30 دی1390ساعت 22:57  توسط مصطفی رضایی | 

دوستان عزیز مطلبی لازم است به عرضتان برسانیم.بسیاری از دوستان نظرات عمومی خود را در قسمت نظرات خصوصی ارسال می نمایند.خیلی از دوستان بدین صورت برایمان نظراتشان ارسال نموده اند و ممکن است تصور نمایند که نظر ارسالیشان تایید نشده است. انتقال این نظرات به قسمت عمومی به جهت محدودیت وقت از عهده مدیران وبلاگ خارج می باشد.خواهشمندیم در ارسال نظرات دقت نمایید و در قسمت نظر خصوصی تیک نزنید.با تشکر

+ نوشته شده در  جمعه 30 دی1390ساعت 4:20  توسط مرتضی اسماعیلی | 

 " بازگشت همه به سوی خداست . "

وبلاگ مربوطی در گذشت ماه زینب وجودی همسر مرحوم  محمدعلی ( محمد زمان )  زمانی و والده حاجی عبدالرحیم زمانی و برادران  را خدمت فرزندان ٬ نوه ها و سایر بستگان مرحومه تسلیت عرض نموده از درگاه خداوند سبحان برای آن مرحومه غفران و رحمت الهی و برای بستگان و بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت می نماییم . خدایش بیامرزد .

مرحومه بر اثر کهولت و بیماری دار فانی را وداع گفتند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 دی1390ساعت 18:16  توسط مصطفی رضایی | 

 

 " بازگشت همه به سوی خداست . "

وبلاگ مربوطی در گذشت جمال احمد اسدی را خدمت فرزندان و بستگان مرحوم تسلیت عرض نموده ٬ از بارگاه خداوند متعال برای مرحوم مغفرت و برای یکایک بازماندگان صبر و بردباری مسئلت دارد . خدایش بیامرزد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1390ساعت 8:6  توسط مصطفی رضایی | 

شاید دهها سال از طرح ایده دهکده جهانی می گذرد. شاید آن زمان کمتر کسی این نظریه را جدی گرفت. اما دیری نپایید که همگان به این امر معترف شدند که آنقدر زندگی ها به هم نزدیک شده که هرگز نمی توان سنگ جدایی و دوری را به سینه  زد. شاید بیش از 2500 سال قبل فرهنگ اصیل ما در پی تحقق این امر بود. نمونه بارز آن کورش و داریوش بزرگ بودند که در پی اتحاد و وحدت سرزمین خود بودند و پس از آن اسلام عزیز ضرورت اتحاد و یکی بودن را مضاعفاً عینیت داد. در نیم قرن اخیر نیز اتحادیه و کارتلهای بین المللی به سرعت امر و ضرورت یکی شدن را تحقق بخشیدند. کشورهای مختلف جهان سعی کردند کوچکترین عامل پیوند و اشتراک را زیر دره بین واقع بینی بزرگ و بزرگ تر کنند، مرزهای جغرافیایی یکی پس از دیگری از بین رفتند و یا کم اهمیت شدند. نمونه های آن مانند ناتو و ورشو و پس از آن مشترک المنافع نبلوکس،اتحادیه اروپا،آفریقا ، آلمان واحد و اتحادیه عرب و..... در دنیا فراوانند و هم اکنون نیز از ثمره های این اتحاد و نزدیکی بهره مند هستند.  شاید با این مقدمه ناقص بتوانم حرف اصلی و باور قلبی خود را به عرض برسانم.

همه می دانیم پس از سیل 71 روستای کهنه ما که واقعاً یکی از روستاهای تیپ و نمونه در سطح کشور از نظر ساختار فیزیکی بود در معرض خطر جدی قرار گرفت و بناچار و از بدجادثه به پیشنهاد مسئولین دولتی وقت و اقبال صددرصدی مردم زمینه های انتقال و جابجایی به شهرک جدید فراهم گردید و در مدت بسیار کوتاه زیرساخت ها و بستر لازم از جمله شن ریزی،برق، آب و تلفن به همت همه اهالی آماده شد. مدتی همه چیز خوب بود و همه در تلاش برای سرانجام یافتن محل اسکان جدید بودند. اما متأسفانه پس از مدتی زمزمه های اختلاف شنیده شد. عده ای به فکر سود، عده ای از روی لجاجت و عده ای به حرص ریاست جمع زیادی از مردم ساده و صمیمی را فریفتند و این شد که زمزمه نامبارک جدایی و دو تاشدن تبدیل به ناقوسی ناخوشایند گردید و گوش عده زیادی را کَر کرد. این آوای شوم چنان ضرباهنگ تندی داشت که دو گروهی که مدتی را با هم کشمکش و درگیری داشتند، یکجا جمع و یکدست کرد نامه هایی نگاشته شد از طرف 2 آبادی با تعدادی امضاء که بعضاً از سر ناآگاهی و سادگی زده شد مبنی بر این مضمون شوم و نامیمون« جدایی شهرک از کهنه».

در این بالماسکه به ظاهر خیرخواهانه صورتهای سفید کنار زده شدند و حتی جمع آوری طومار و امضاء تعداد زیادی از اهالی مبنی بر مخالفت با این طرح به جایی نرسید و آخرین پلان این تراژدی نیز رقم خورد تا جایی که پس از این جدایی شوم و نحس آمدند تا آخرین نشانه یکی بودنمان را پاک کنند؛ «نام گذاری شهرک به نام شهرک توحید» . بدون کلمه ای کمتر یا بیشتر، انگار کهنه ای بودنمان داغ ننگی شده بر پیشانی پاک و معصوممان!!! تا این که نام  کهنه نیز از خود پاک کنیم!!! جال شما خواننده محترم قضاوت بفرمایید در این مدت حدود 6 سال پس از جدایی دو روستا منم منم کنان دو آبادی به برکت زرنگی و صداقتشان دهها پروژه عمرانی را شروع و تمام کرده اند!!!!

اکنون که زمزمه مبارک شهرستان شدن اوز به گوش می رسد و با تصویب طرح دولت مبنی بر تبدیل روستاهای با جمعیت 3500 نفر به شهر و امکان تبدیل بخش شدن کهنه وجود دارد، وظیفه ما جوانان روستا چیست؟ آیا بهتر نیست کمی به خود بیاییم و به فکر بازگشت به خویشتن باشیم. نمیگویم یکی شدن ؛ چون که ما یکی بودیم، هستیم و خواهیم بود هرچند عده ای هنوز هم همچنان.........

بیا تا مونس یار هم غمخوار هم باشیم       انیس جان غم فرسوده بیمار هم باشیم

به جمعیت پناه آریم از باد پریشانی          اگر غفلت کند آهنگ ما هوشیار هم باشیم

 نویسنده: محمدشریف حاتمی

منتظر مطالب بعدی در این زمینه باشید...

از کسانی که دستی بر قلم دارند تقاضا داریم که در این مورد مطالب و مقاله های مختلف بنویسند و دیدگاه خود را بیان کنند تا این رسالت نوشتاری را به نحو احسنت انجام دهیم.

می توانید به طرق زیر مطالب خود را بفرستید:

 قسمت نطرات عمومی و خصوصی  

ارسال به ایمیل مدیران

حضوراً به مدیران وب سایت تحویل دادن

 پیامک به شماره  09370874922

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1390ساعت 7:0  توسط عارف حاجی پور | 

قشم و درگهان : پناهگاه جوانان کهنه ای جویای شغل

قسمت دوم

جزیره قشم جزیره ای است با آب و هوایی بسیار خوب و پاک در این فصل از سال . طبیعتی بسیار زیبا و جذاب و امنیتی بسیار بالا  . علیرغم اهمیت قشم و درگهان  به عنوان منطقه آزاد تجاری و تأمین در صد بالایی از پوشاک ٬ لوازم خانگی ٬ لوازم برقی و ....  ٬ خطوط موبایل بسیار ضعیف و در غالب مواقع تماس های نیمه تمام و ناموفق ٬ کمبود آب آشامیدنی ٬ امکانات بهداشتی و بیمارستانی نامناسب و نبودن تفریحگاه های مجهز با امکانات لازمه .  

 

هاشم نبوی - حامد جلیلی ( بازار ستاره )

مجید وطن خواه ـ احمد اسدی ( ستاره )

اسماعیل و ابراهیم محمودی

هاشم عبدی - نورالدین نوری

 

بهمن فرخی زاده

 

ابراهیم و اسماعیل وطن خواه - نادر رضایی ( ساندویچی )

 

محمدرسول رسولی ( ساندویچی ایمان - به مدیریت یعقوب وطن خواه و برادران )

یاسین وطن خواه - دانش آموز کلاس چهارم  - دبستان شهید جهان آرا -

جوان ترین  بازدید کننده  وبلاگ مربوطی در قشم

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1390ساعت 13:42  توسط مصطفی رضایی | 

وا - جا - رکه

ایستاده از راست:   .........  ؟  ..............  ؟

ایستاده از راست :  مصطفی رضایی - اسماعیل رضایی 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 23:58  توسط عارف حاجی پور | 

 

خدمت برادر عزیز جناب آقای مصطفی رضایی تولدتان را تبریک عرض می نماییم و برایتان آرزوی سلامتی و شادکامی در کنار خانواده محترمتان داریم و در اینجا از زحماتتان در وبلاگ مربوطی تشکر می نماییم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 20:53  توسط مرتضی اسماعیلی | 

غروب امروز در پی حادثه ای جانگداز دو جوان اوزی به نامهای محمد رضایی و اشکان امیدوار جان خود رااز دست دادند .به خانواده های این دو جوان ناکام تسلیت عرض نموده و برایشان آرزوی صبر و شکیبایی می نماییم.روحشان شاد

خبر از : آقای امین بحرانی

توضیح بیشتر :


بر اثر واژگونی یک دستگاه پژو پارس در جاده ی کمربندی اوز، دو سرنشین آن کشته و یک نفر مجروح شد.

این حادثه حوالی ساعت ۲۱ روز یکشنبه ۲۵ دی ماه رخ داد و سه سرشنین آن به بیمارستان منتقل شدند که متاسفانه دو تن از آنها ساعاتی بعد در گذشتند و سرنشین دیگر در بیمارستان بستری است. اسامی قربانیان این حادثه عبارت است از اشکان امیدوار و محمد رضایی و فرد مجروح نیز محمد گرگین نام دارد.

علت حادثه، سرعت زیاد و عدم توانایی راننده در کنترل خودرو ذکر شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 20:8  توسط مرتضی اسماعیلی | 

مسابقه ی بزرگ و سراسری "ترجمه و تفسيرنيم جزء اول قرآن كريم" که در رمضان امسال در مورخه 27/5/1390   آن توسط مجتمع دینی بستک به صورت همزمان در روستاها و مناطق اهل سنت استان های فارس و هرمزگان برگزار گردید، بانوان روستای کهنه در این مسابقات خوش درخشیدند.

از روستای کهنه در این مسابقات 20 نفر از بانوان و 14 فر از برادران حضور داشتند. در این بین به 3 نفر از بانوان روستا توسط مسئولین اجرای این مسابقات لوح تقدیر به همراه جوایزی به رسم یادبود اهدا گردید.

1-محبوبه نوری فرزند نورالدین یک سکه پارسیان

2-محبوبه اسدی فرزند محمود نیم سکه پارسیان

3-محبوبه وطن خواه فرزند مرتضی ربع سکه پارسیان

وب سایت مربوطی برای تمام این خواهران مؤمنه آرزوی موفقیت بیشتر در مسائل دینی دارد و این افتخار امید است آغازی باشد بر مطالعه و تدبر بیشتر در کلام پروردگار و همزیستی مداوم با این سخن هدایتگر.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 18:10  توسط عارف حاجی پور | 

با نزدیک شدن به ماه بهمن و اسفند طبیعت روستا تغییر می نماید و رنگ سبز خود را به رخ می کشد.در چنین ایامی با بارندگیهای فصلی زیبایی ویژه ای طبیعت را دگرگون ساخته به طوری که هم ولایتیهای عزیز که در خارج از کشور یا روستا به سر می نمایند آرزو می نمایند که در این روزها در کنار خانواده باشند و از این طبیعت زیبا لذت ببرند.امیدواریم که امسال هم شاهد چنین طبیعت زیبایی باشیم و همه عزیزان هم ولایتی بتوانند در این روزها در کنار خانواده اشان باشند .از آرشیو خود تصاویری خاطره انگیز را برایتان درج می نماییم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 10:51  توسط مرتضی اسماعیلی | 

قشم و درگهان : پناهگاه جوانان کهنه ای جویای شغل

قسمت اول

پس از مدت ها انتظار ٬ سرانجام در تعطیلات اخیر میسر گردید که به دیدار جوانان کهنه ای شاغل در جزیره قشم و درگهان برویم . جوانانی که به دلیل نبودن شغل مناسب و پر در آمد ٬ زادگاه خویش را ترک و به امید شغلی خوب راهی این دیار شده اند . عده ای صاحب مغازه و گروهی نیز به عنوان کارگر در مغازه ی دیگران مشغول بودند .  نکته جالب و دلگرم کننده این بود که اکثر جوانان از بازدید کنندگان وبلاگ رباط و مربوطی بودند . در این چند روز اقامت در جزیره ٬ از همه سوال شد که رابطه اشان با وبلاگ چگونه است . همه ی جواب ها یکسان بود . وبلاگ مربوطی ( سایت ده ) تنها دلخوشی ما در قشم ٬ درگهان ٬ دبی و چین می باشد . از این بابت خوشحال شدم که زحمات مدیران محترم و زحمتکش وبلاگ مربوطی آقایان مرتضی اسماعیلی و عارف حاجی پور تبدیل به رسان ای شده است که کهنه ایها را از زادگاهشان و اخبار و گزارش های مربوطه مطلع می سازد . از زحمات همه ی دوستانی که به گرمی  بنده را به عنوان خدمتگزار در وبلاگی که متعلق به خودشان می باشد ٬ پذیرا شدند کمال تشکر را دارم . از آقایان موسی رضایی و صاحبان مغازه اشان برادران محمدی و دیگر  دوستان مهربان چاطوسی - رضا ( شهباز ) جلیلی - ابراهیم ( حاج طاهر ) وطن خواه - مجید صابری و احمد ( زبیر ) محمدی که همراه و راهنمایمان بودند تشکری ویژه داریم . به رسم احترام به بزرگتر ها از حاج عبدالله اژدری مسن ترین و پیشکسوت بازاریان و بازار قدیم قشم شروع و تا قسمت های بعدی این موضوع ادامه خواهد یافت  .

از اندک دوستانی هم که موفق به دیدنشان نشدیم نیز معذرت خواهی نموده و تقاضا داریم عکسی از خود را به طریقی برایمان ارسال نمایند .

حاج عبدالله اژدری

حاج عبدالله اژدری - بهنام اژدری و محمد رضی نبوی

ایوب ( محمد ) محمودی

بهروز و بهادر نوری

امین محمدی و امید اسماعیلی

 علی رضایی - مسعود فرخی زاده

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 دی1390ساعت 23:35  توسط مصطفی رضایی | 
 
سلام اقاي رضايي امروز شنبه مورخ 2012/01/14 - (۲۴ / ۱۰ / ۱۳۹۰  )   بعد  از  نماز  عصر  بنده حمزه اكبري   وسيد  مرتضي  حسيني  در دبي به منزل  شيخ  محمد  علي  خالدي  رفتيم . شیخ خالدی خیری  كه  بنيانگذار مدرسه ی ديني كهنه وشهرك هستند واخیرآ  جهت ديوار کشی  حياط مدرسه شهرك مبلغي حواله نموده اند و الان هم قول مساعد داد ه اند كه درآينده ای  نزديك و به یاری خدا دوباره همكاري نمايند .
  لطفآ  اين مطالب جهت اطلاع عموم  مردم كهنه وشهرك در سايت منتشر نمایيد.....
با تقديم احترام : حمزه اكبري
 
وبلاگ مربوطی  ضمن ابراز خوشنودی از این خبر خوش ٬ از خیر محترم جناب شیخ خالدی و بانیان این خیر خداپسندانه - آقایان سید مرتضی حسینی و حاج حمزه اکبری تقدیر و تشکر نموده از خداوند منان  برای این سه بزرگوار عاقبت به خیری و عمر با عزت خواهان و خواستار است  .  
+ نوشته شده در  شنبه 24 دی1390ساعت 19:32  توسط مصطفی رضایی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دوستان عزیز در این وبلاگ سعی داریم كَهنه اوز را بهتر معرفی نمائیم و اخبار منطقه اوز را به بهترین شکل ممکن پوشش دهیم . لطفاَ با نظرات خود ما را در این زمینه یاری فرمائید. با تشکر

ایمیل نویسندگان:

مصطفی رضایی :

mostafa_rezaea@yahoo.com

___×××___

مرتضی اسماعیلی :

Parmis_133@yahoo.com
morteza.ismaili@gmail.com

___×××___

حامد رفیعی :

hamed1373r@yahoo.com

___×××___

عارف حاجی پور :


aref_hajipor@yahoo.com

پیوندهای روزانه
convert
بهنویس
پیکو
آپلود تک
فرهنگ لغت
كانون ايراني پژوهشگران فلسفه و حكمت
آپلود
آپلود عکس 98
آپلود 2
آپلود عکسهای مربوطی
آپلود عکس
رشته های تحصیلی
الف
آب و هوا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشيو
آرشیو موضوعی
کهنه اوز
اخبار
شهرک توحید کهنه
آثار باستانی کهنه اوز
چهره های ماندگار روستای کهنه
آلبوم
مُشُنُفتِ(شنیده ایم)
آلبوم های قدیمی
دیروز و امروز
خطبه های نماز جمعه
در لباس دامادی
مقالات و گزارشها
رمضان در کهنه اوز
نگاهی به آرشیو مربوطی
با هنرمندان منطقه اوز
تازه ها
یاد وتی
اطلاعیه
با دانش آموزان روستای کهنه
با هنرمندان کهنه
با دانشجویان کهنه ای خارج از کشور
تسلیت
تبریک
آشنایی با خیرین و بانیان خیر روستای کهنه اوز
نمونه سوالات زبان انگلیسی دبیرستان
با روستاهاي ايران
واجارکه
بدون شرح
DOWNLOAD
ورزشی
ادبی و هنری
گوناگون
خواندنیها و دیدنیها
حوادث
مراکز آموزشی و مساجد کهنه
دانشجویان و فرهیختگان کهنه
درمانگاه کهنه
دهیاری کهنه
دانشگاه آزاد اسلامی مرکز اوز
دانشگاه پیام نور اوز
آگهی
آهنگها
بانک صادرات کهنه
عکس هفته
دانلود فیلم تا رمضان دگر ساخته مصطفی رضایی
با روستاهای بخش اوز و لارستان
نویسندگان
مرتضی اسماعیلی
عارف حاجی پور
حامد رفیعی
مصطفی رضایی
پیوندها
رباط کهنه
آقاي فرهاد ابراهیم پور ( ستاره های اوز )
گپ و لپ ( آقاي عنایت اله نامور )
اوز فارس ( آقای محبوب عبدالهی )
آقاي سردار نوروزي ( نسيم كاريان )
عرفان ( بچه های کهنه )
انجمن ادبی تائب اوز
آقاي فرهاد ابراهیم پور ( اوز فارس )
وب سایت هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی اوز
آقاي دکتر عبداله لاوری نیاد _ ( جناحی )
آقاي مهدی بهرامپور - تلنگر
دکتر بهزاد مریدی
لارشناسی
ضرب المثلهای ایرانی
محلچه
دیکشنری آنلاین فارسی به انگلیسی و برعکس
روزنامه نگار شهر خاکستری
فهرست سایتهای ایرانی - اخبار و رسانه ها
وبلاگ روستاهای ایران
اوز برای شما
پرشین گروپ دبی
موشک کاغذی
قلب شقایقها (سرکار خانم مه وش تاج بخش)
محمد خواجوی ( فریادنامه)
فتاح فتحی و علی میرزانیا
عصر اوز
مهد دلیران
خنج تودی
سید احمد حسینی ( بستكي )
گلار و حومه اوز ( قائدي )
سيد محمد هاشمي (خوشنويسي)
خنجی ها
دایرکتوری وبلاگ های ایرانی
انجمن تار نمای اچمی ها
مجله روستای دهفیش
ویو دانلود
هد هد بیدشهر
اوز شهر خَشُم
کارت شارژ
جناح قلب تپنده هرمزگان
آموزش و پرورش جناح
کهتویه
جناح تحلیل 88
خودمونی
کوخرد
هرمزگانی نت
توسعه لارستان بزرگ
اینجا بندوست
وبلاگ همه جانبه کوره
بستک آنلاین
پایگاه خبری تحلیلی دهکویه
خانه کتاب ایران
لارستان کهن
دهتل شهر سنگ نگاره ها
سید احمد حسینی ( بستکی )
یونس رحیمی کهنه ای
گازال جناح
فداغ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

خطاطي نستعليق آنلاين
مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران