![]() |
![]() |
|
| پایگاه اطلاع رسانی مربوطی |
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به قلم : خالد صابری
«بیاییم قبل از مرگ قدر یکدیگر را بدانیم» آیا دنیای فانی ارزش قهر و کینه و کدورت را دارد. آیا پس از مرگ باید قدر یکدیگر را بدانیم. اماها و آیاهای زیادی در پس هم می آیند تا زندگی همه را با قهر و کینه نسبت به هم تلخ کنند. یکی می آمد از دور هم می آمد، سلامش دادم اما سلامش خشک و بی روح بود و دیگری می گفت: عید که می رسد همه در مسجد جمع می شویم حلالیت می طلبیم، اما ای کاش دوامی داشت آن هم تا در مسجد همه چیز از یادها می رفت. ای کاش مثل بچگی هایمان گریه می کردیم و دلمان صاف و کینه از دلمان رخت بر می بست. اما حال که بزرگیم چه هستیم!!!! غافل از احوال دل خویشتنیم. ناگهان مرگ آمد و به من گفت: که باید برویم. به او گفتم: صبری باید دگر وقت مرا، او به من گفت: دگر وقت نداری، باید برویم . هر چه در کاغذ عمر نوشتی تو، دگر بس است و با لبخندی گفت: وقت تمام است عزیز، برگه ات را تو بده. قلبم ایستاد و آرام گرفت و نفس رفت و دگر باز نیامد و دکتر خبر مردن من را به عزیزانم داد. وه چه غوغایی شد، یک نفر جیغ می کشید و دیگری می گفت: خبر باید داد که فلانی هم رفت. برادر آمد کاش زودتر آمده بود. او صدایم می کرد که چرا رفته ام، بازگرد، تا که جبران کنم. اشک از گونه هایش جاری می شد و می افتاد بر روی پتو. کسی آمد و به او گفت: تحمل باید کرد. راستی هم که برادر خوب است و من که مدتها بود گرمی دست برادر را احساس نمی کردم هیچ، باورم شد که مرا می خواند ، اما حال به سراغم می آید. صبح فردا همگی جمع شدند و مرا بردند و سپردند به خاک بعد از آن همه از خوبی من می گفتند، ذکر اوصاف مرا باور نمی داشتم و نگران بودم که چرا برادر به غذا میل ندارد، دست برسینه دَمِ در ایستاد و هیچ نخورد. راستی هم که برادر خوب است، گرچه دیر است ولی فهمیدم که عزیز است برادر، اگر از دست برود و سفر باید کرد که بدانی که تو را می خواهند. آمدم به مجلس ترحیم خودم و دیدم همه آنهایی را که در ایام حیات نمی دیدمشان و عشق من در دلشان موج می زد، اما حالا!! همه از من می گفتند و یکی می گفت: انسان شریفی بود و دیگری می گفت: من و او وه چه صمیمی بودیم. رسم دیرین است که باید به آنجا برویم و سوگواری کنیم. عهد ما نیست، به دیدار کسی تا زنده است، دل او شاد کنیم. کار ما فقط شادی مرحومان است! نام تکلیف الهی به لبم بود، چه بود؟ صله مرحومان با تشکر از نویسنده ی محترم آقای خالد صابری دبیر زبان و ادبیات فارسی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ساعت 1:12 توسط عارف حاجی پور |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پایگاه اطلاع رسانی مربوطی ( کهنه اوز ) از شهریور 1386 کار خود را آغاز کرد و تا کنون با همکاری بی وقفه نویسندگان خود به فعالیت ادامه داده است.در این پایگاه خبری اخبار روستای کهنه , شهرک توحید , اوز و سایر روستاهای شهرستان اوز , شهرستان لارستان و حومه را پوشش خبری می دهد.اخبار و مطالب خود برای درج در این پایگاه خبری می توانید از طریق شماره های واتس آپ درج شده و یا از طریق ایمیل ارسال نمایید.ممنون از همراهی شما بازدیدکنندگان عزیز
نشانی ما در اینستاگرام : @marbootii کانال پایگاه اطلاع رسانی مربوطی در تلگرام : https://telegram.me/marbooti *********************** نویسندگان: مصطفی رضایی : mostafa_rezaea@yahoo.com ___×××___ مرتضی اسماعیلی ___×××___ عارف حاجی پور : aref_hajipor@yahoo.com ___×××___ شماره واتس آپ ما (whatsapp ) : مصطفی رضایی ۰۹۳۷۳۷۴۵۰۱۱ عارف حاجی پور ۰۹۳۷۰۸۷۴۹۲۲ ------------------------------------ کانال ارتباطی ما در تلگرام : https://telegram.me/marbooti |
| نویسندگان |
|
مرتضی اسماعیلی مصطفی رضایی عارف حاجی پور |
|
RSS
|