![]() |
![]() |
|
| پایگاه اطلاع رسانی مربوطی |
|
" بــــــا خــــتـــــــی از نوعی دیگر "
مهربان ، آرام و خونسرد . زمین فوتبالی باشد و چند جوان هم مشغول بازی فوتبال باشند ، او همیشه تماشاگر هیجان بچه هاست . تماشای فوتبال آرامشش می دهد . خودش از نسل دوم فوتبال روستایمان است و تنها بازمانده ی این نسل نه در داخل بلکه در اطراف مستطیل سبز است . نسلی که به اعتراف خودشان پیر شده اند و حتی اندک رغبتی برای تماشای فوتبال را هم ندارند . در بازی های رسمی از برد خوشحال و از باخت ناراحت می شود اما ناامید نمی شود . دوره ی بعد، سال بعد برمیگردد . او یار دوازدهم تیم های ماست . باید برگردد . و اگر برنگردد ؟؟ یاری که تأثیرش کمتر از میدانی ها نیست . بعد از بازی دیشب و آن شکست تلخ و سنگین از شهاب فیشور او را جلوی سالن دیدم . ناراحت و گرفته و گله مند . هیچوقت قیطاس را اینگونه ناراحت ندیده بودم . می گفت: " امسال انتظار قهرمانی داشتیم ولی دیدید بچه ها چه بد بازی کردند ؟" می گفت : " در تمامی بازی های امسال هر شب علاوه بر کسانی که با خود روهای شخصی به سالن می آمدند ، دو سرویس دیگر – مینی بوس – از گراش به روستا می آوردیم و جوانان و نوجوانان را به سالن می بردیم . " قیطاس و دوستان دیگرش هزینه ایاب و ذهاب را هم پرداخت می کرده اند . او برای فوتبال ما نعمتی است گرانبها اگر قدرش را بدانیم . با بازی دیشب دل او و دیگر تماشاگران مشتاق شکست . درست است که آخر هر بازی برد یا باخت است . بحث هم بر سر برد ، باخت ، صعود و حذف شدن نیست . بحث این است که در متن این باخت ها " قیطاس " ها را از دست ندهیم .
باید به کمیته ی ورزشی و سایر زحمتکشان ورزش روستایمان تبریک گفت و تشکر کرد چرا که تنها روستایی هستیم که با سه تیم و بدون استفاده از یک بازیکن غیر کهنه ای وارد مسابقات جام رمضان شده ایم و این در حالی است که قلات ، اسلام آباد ، گلار ، بیدشهر و هود هیچ تیمی نداشته اند و بقیه روستاها فقط با یک تیم و بعضأ با در اختیار داشتن بازیکنان غیر بومی و قرضی در این دوره شرکت کرده اند . علاوه بر داشتن سه تیم ، به زعم مسئولان برگزاری بازی ها قسمت عمده ی سالن ورزشی مملو از تماشاگرانی است که مشتاقانه و غالبا بی هیچ نمایش غیر ورزشی تیم های روستا یمان را تشویق می کردند .
آقای ابراهیم شفیعی یکی دیگر از حامیان همیشگی فوتبال که امسال جایشان خالی بود . کاش بازیکنان ما هنگامی که موقعیت های برنده شدن را یکی پس از دیگری از دست می دادند نیم نگاهی هم به چهره های سکو نشینان می انداختند . به نوجوانانی که ساعت ها التماس پدر و مادر خود می کردند تا اجازه ی رفتن به اوز را بگیرند .
نفر وسط که هر دو دستهایشان بالاست دکتر اسماعیل زمانی می باشند . و نگاهی به مردانی که اگر امروز سکو نشین هستند ، روزگاری فوتبال را خوب بازی می کردند و اگر امروز نمی توانند ولی فوتبال را خوب می دانند، می دانند ضعف از کجاست و می دانند چرا در بازی های سالنی سال هاست حرفی برای گفتن نداریم . باز هم تکرار می شود . بحث بر بردن و بازنده شدن در زمین بازی نیست .
بحث بر از دست دادن این حامیان فوتبال است . اگر در داخل میدان فوتبال بازیی را واگذار کردیم ، می شود بازی بعدی جبران کرد ، اگر این دوره ناکام ماندیم ، دوره ی بعد و سال بعد اما اگر در بیرون از زمین این ها را از دست دادیم جبرانش سخت است و دیگر با هزاران اما و اگر هم بر نمی گردند . بیایید تا دیر نشده بیش از اینها " حاج عبدالعزیز عبدی " ها ، " قیطاس " ها و " ابراهیم شفیعی " ها " دکتر اسماعیل زمانی " و .... را نرنجانیم . این بزرگواران پشتوانه ی همیشگی و خستگی ناپذیر ما هستند .
کمک کنیم تا بازنده ی " بــــــا خــــتـــــــی از نوعی دیگر " نباشیم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ساعت 22:18 توسط مرتضی اسماعیلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پایگاه اطلاع رسانی مربوطی ( کهنه اوز ) از شهریور 1386 کار خود را آغاز کرد و تا کنون با همکاری بی وقفه نویسندگان خود به فعالیت ادامه داده است.در این پایگاه خبری اخبار روستای کهنه , شهرک توحید , اوز و سایر روستاهای شهرستان اوز , شهرستان لارستان و حومه را پوشش خبری می دهد.
نشانی ما در اینستاگرام : @marbootii کانال پایگاه اطلاع رسانی مربوطی در تلگرام : https://telegram.me/marbooti |
| نویسندگان |
|
مرتضی اسماعیلی مصطفی رضایی عارف حاجی پور |
|
RSS
|