![]() |
![]() |
|
| پایگاه اطلاع رسانی مربوطی |
|
مرجان دختری در صدف بیماری
مرجان وطن خواه دختری زیبا از دختران روستای کهنه می باشد. هنگامی که همه ی هم سن وسالان مرجان بادبادک و بادکنک هوا می کردند و جهان با همه ی وسعت و زیبایی اش برای آنان بسان توپی کوچک جلوه گر می شد ٬پزشکان به مرجان و خانواده اش خبر می دهند که کلیه هایش نارسایی شدید دارد و تنها راه نجات وی پیوند کلیه می باشد. آن روز در خانه ی پدری اش هیچکس با هیچکس سخنی نگفت و خاموشی با هزاران زبان با در ودیوار خانه درد دل کرد. مادر مرجان اکنون باید راه سفر به شیراز برگیرد و در راهروهای بیمارستان نمازی - بخش پیوند اعضاء – نوبت پیوند کلیه های جدید برای مرجان را باید ماه ها بی هیچ لبخندی به انتظار بنشیند زیرا باید یک نفر بر اثر مرگ مغزی بمیرد تا مرجان زنده بماند. شبی از پشت یک اتفاق تلخ و درد آلود دست تقدیر بیماری به نام" سپیده صحراییان" را در بخش اتفاقات بیمارستان نمازی بستری می نماید . این همان دخترکی است که اگر با مرگ مغزی بمیرد والدینش تصمیم خواهند گرفت از روی احسان و نوعدوستی کلیه هایش را نه به خاک بلکه به مرجان اهداء نمایند تا رؤیاهای مرجان نونهال برساقه ی جانش دوباره شکوفا شود. لحظاتی قبل از اینکه سپیده برای همیشه چشم های زیبایش را بر هم گذارد ، یکی از کلیه هایش را به مرجان اهداء می نماید تا بدین ترتیب به حکم انسانییت و نوعدوستی یکی –سپیده - بمیرد تا دیگری – مرجان - زنده بماند و اینجاست که می گویند حوادث انسان های بزرگ را به حد اعلای انسانیت می رساند. عمل پیوند مثل اکثر پیوندهای اعضاء با دستان پر توان متخصصان پیوند ٬به خیر و خوشی در بخش پیوند اعضاء بیمارستان نمازی شیراز صورت می گیرد. مرجان حیاتی دوباره می یابد و در سایه ی دارو و مراقبت های ویژه از سوی تمامی اعضاء خانواده مراحل رو به بهبودی مناسبی در پیش می گیرد.چندین سال می گذرد و این بار دست تقدیر ورقی دیگر در زندگی مرجان و خانواده اش رقم می زند . پدر – محمد نور وطن خواه – از کویت به خانه بر می گردد اما نه با آرزوی ماندن در کنار خانواده و شاد نمودن فرزندان با باز نمودن چمدان سوغاتی و شاد کردن دل محزون مرجان بلکه با بیماری مهلک سرطان ریه.
مرحوم محمدنور وطنخواه (پدر مرجان) دوباره قصه ی تلخ شیراز و راهروهای بیمارستان و شیمی درمانی و امید و ناامیدی . طولی نمی کشد که پدر جان به جان آفرین تسلیم می نماید و دار فانی را وداع می گوید. این اتفاق تلخ دوباره کلیه های مرجان را دچار مشکل می نماید. کلیه های مرجان بنا به دلایل مختلف پزشکی فقط و فقط با دیالیز و داروهای ویژه به فعالیت خود ادامه خواهد داد. او مشکلات زیادی سر راه دارد. باید مسافت طولانی کهنه – شیراز را طی نماید تا درمان دیالیز صورت گیرد. رگ های بدن او طوری است که دیالیز نیز به سختی صورت می گیرد. به گفته ی برادرشان – محمد علی- فعلآ حالش مساعدتر از هفته های بحرانی قبلی می باشد. مرجان یک دلخوشی و سرگرمی خوبی دارد. او فیلم مستند " تا رمضان دگر " (ساخته مصطفی رضایی) را خیلی دوست دارد و بارها و بارها آن را تماشا کرده است چون عکس پدرش و دیگر مرحومان را در آنجا می بیند .
مرجان به زندگی بسیار امیدوار است زیرا می گوید بزرگان کشور عزیزمان ایران در فکر بیماران هستند و قول داده اند از طریق انرژی هسته ای که حق مسلم همه ی ما می باشد راه های علاج هر نوع بیماری بخصوص بیماری مرجان را پیدا خواهند نمود و از مدیریت سایت مربوطی _ مرتضی اسماعیلی_ تقاضا دارند سر گذشتش را از طریق این وبلاگ به اطلاع مسئولان برساند تا در راه علاج بیماری اش او را کمک نمایند . مرجان از شما بازدید کننده ی محترم تقاضا دارد برای بازگشت به روزهای خوش زندگی اش برایش دعا کنید و قدر سلامتی را بدانید و از اینکه سالم هستید خدا را شاکر باشید. وبلاگ مربوطی برای مرجان عزیز و همه ی بیماران گرامی آرزوی سلامتی و تندرستی دارد و مطمئنآ مدیریت سایت از طریق ( بلاگفا ) در خواست مرجان عزیز را به سمع و نظر مسئولان مربوطه خواهند رساند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸ساعت 23:51 توسط مرتضی اسماعیلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پایگاه اطلاع رسانی مربوطی ( کهنه اوز ) از شهریور 1386 کار خود را آغاز کرد و تا کنون با همکاری بی وقفه نویسندگان خود به فعالیت ادامه داده است.در این پایگاه خبری اخبار روستای کهنه , شهرک توحید , اوز و سایر روستاهای شهرستان اوز , شهرستان لارستان و حومه را پوشش خبری می دهد.
نشانی ما در اینستاگرام : @marbootii کانال پایگاه اطلاع رسانی مربوطی در تلگرام : https://telegram.me/marbooti |
| نویسندگان |
|
مرتضی اسماعیلی مصطفی رضایی عارف حاجی پور |
|
RSS
|