
روستای چاوشی یکی از روستاهای شهرستان دشتی استان بوشهر است. در طول جغرافیایی 14 ْ15 و عرض جغرافیایی 41 ْ28 ارتفاع 59 مترقرار گرفته است. (سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح فرهنگ جغرافیایی ـ سال 1386 ـ کنگان و خورموج) روستا به صورت پایکوهی، و دارای آب و هوایی گرم و خشک است و در 16 کیلومتری شمال غربی شهر خورموج و 70 کیلومتری شهر بوشهر واقع است. رشتهکوه مند در امتداد روستا و 4 کیلومتری باختری آبادی از شمال به جنوب کشیده شده است. (سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح فرهنگ جغرافیایی ـ سال 1386 ـ کنگان و خورموج) حدود مرزی روستا از جنوب به روستای درازی و از شمال به روستای چهله و مشخصاً درهای با همین نام میرسد، در شرق به رودخانه «شور» و در غرب به کوهپایههای کوه مند منتهی میگردد.
طبق نظر آگاهان محلی قدمت روستا از آغاز تا کنون به بیش از 250 سال نمیرسد. در واقع اولین افرادی که در نزدیکترین منطقه از روستا سکونت داشتند طایفهای به نام چاهشوریها (به زبان محلی چهسوریها) بودند. آنها بیشتر به صورت فصلی و بنهای به منطقه میآمدند و مکان ثابتی نداشتند. آنها در اوقاتی از سال مثل تابستان و دیگر اوقات برای سرکشی به باغهای (نخستانها) خود از روستای درازی به منطقه «چاهشور» ـ منطقهای در حدود یک کیلومتری جنوب محل کنونی روستای چاوشی ـ نقل مکان میکردند. ظاهراً حضور آنها (قبل از حضور آقای علی میربهرام بنیانگذاری روستا) به زمانی دراز باز نمیگردد بعضیها معتقدند که آنها حدود دو یا سه سال قبل از حضور سید به این منطقه آمده بودند.
همانگونه که پیشتر آمد بعد از طایفه چاهشوریها که در منطقه «چاهشور» بهطور موقت سکنی گزیده بودند شخصی به «آقا سید علی میر بهرام» (به زبان محلی آعلی میربهروم) از سادات روستای درازی به محل کنونی روستای چاوشی (به طور دقیق در حال حاضر در جنوبیترین قسمت روستا) مهاجرت میکند. آقاعلی پس از وارد شدن و اسکان موقت شروع به ساختن مسکن و امکاناتی برای سکونت دائم در روستا میکند. وی نخلستانی را به نام «چاوشی» (چوشکی) در نزدیکی محل میکارد این نخلستان طبق شواهد بعد از نخلستانهای «چاهشور» اولین نخلستان ساخته شده در روستای چاوشی بوده است. اکنون نیز نخلستانی به همین نام برگرفته از نام قبلی در نزدیک همان محل وجود دارد ولی از باغ اولیه جز تلی از خاک آثاری باقی نمانده است.

سید علی میر بهرام به خاطر اینکه رنج مسافرت و آمد و رفت به روستای درازی را نداشته باشد شروع با ساخت مسکن و مأوایی برای خود و خانوادهاش میکند و در واقع روستای چاوشی را پایهگذاری مینماید. به دلیل اجر و قربی که سادات در آن زمان داشتند طایفه چاهشوریها بعد از اطلاع از اسکان سید در منطقه چاوشی آنها نیز به جوار منزل سید مهاجرت کرده و در آن حوالی متوطن میشوند.
آقا سید علی هفت دختر و سه پسر به نامهای: سید جعفر، سید رضاعلی و سید عبدالله داشت. یکی از فرزندان آقا علی به نام سید رضاعلی، از مکنت مالی نسبتاً خوبی برخوردار بود و دارای زمینها و شتران زیادی بود. وی منطقهای در مشرق روستا به نام «عالیکمالی» را از میرعبدعلی از اهالی روستای درازی خریداری مینماید.
منطقه «کُرگ» یکی دیگر از مناطق حوکه روستا بوده که در شمالیترین نقطه آن قرار دارد. با توجه به اظهارات مطلعان محلی این منطقه ابتدا مربوط به طایفههای تنگسیرها، هلیلهایها و خلیفهایها بوده است. آقا رضاعلی برای خرید آن منطقه اقدام میکند و پولی را به فردی به نام «زایر علی» میدهد تا باغ کرگ را برای وی خریداری کند. اما زایرعلی وقتی اطلاع پیدا میکند که میتواند با قیمتی پایینتر آن را خود خریداری کند اقدام به چنین کاری نموده پس پول آقای رضا علی را پس داده اعلام میکند که با پول خود باغ را خریداری نموده است.
روستای چاوشی بعدها به همت همین سادات روبه گسترش و عمران و آبادی نهاد تا جایی که به مهد علم و فرهنگ منطقه حتی استان تبدیل شد. در زمان روی کار آمدن پهلوی اول (رضاشاه) خفقان شدیدی بر جامعه حاکم بود و به دلیل قدرت رؤسا و خوانین مخالفت شدیدی با این عمل صورت گرفت چون این عمل را نوعی مخالفت با سنت و مکتبخانهها میدانستند و از سویی آن را موجب بیداری مردم میدانستند. ولی سادات روستا که این اقدام را باعث توصعه و گسترش علم و آبادانی در روستا و منطقه میدانستند به راه خود ادامه دادند در سال 1325 مدرسه دبستان روستای چاوشی به همت اهالی روستا به شکلی نوین راهاندازی و تأسیس گردید. بعدها از اقصی نقاط منطقه روستاهای همجوار و استان برای تحصیل به منطقه آمدند.
این اقدام بعدها زمینهساز اقدامات بعدی در زمینه آبادانی روستا گردید و این روستا به عنوان الگویی در منطقه و استان بدل گردید. روستا چاوشی در بسیاری از پیشرفتها سرآمد منطقه بود و جزء اولین روستاهای استان به شمار میآمد.
برقرسانی روستا اگر نگوییم اولین روستای استان، باید این روستا را یکی از روستاهای پیشتاز در برقرسانی در استان دانست که به همت اهالی صورت گرفت. مردم روستا با تعاون و همکاری خود مبغی را جمعآوری نموده 2 دستگاه موتور برق بسیار قوی را برای تأمین برق کل روستا تهیه نمودند.
در زمینه راه، مخابرات، مدرسه راهنمایی، مدرسه دبیرستان و... جزء روستاهای سرآمد منطقه است.
روستای چاوشی بزرگان زیادی را به استان و حتی کشور معرفی نموده است. بزرگانی چون: حجتالاسلام سید محمدحسن نبوی (سه دوره نماینده مردم بوشهر در مجلس شورای اسلامی و یک دوره خبرگان رهبری)، سید محمدصادق نبوی (شاعر و جزء اولین دبیران استان)، سید عبدالله علوی (شاعر و مداح اهل بیت)، سید عبداللهجعفر رضوی (از مدیران ارشد استان) و ... که از مجال این عریضه خارج است.
اکنون روستای چاوشی همچون گذشته مسیر توسعه و پسشرفت را میپیماید تا سرآمدی خود را در منطقه در زمینههای مختلف تداوم بخشد.
چاوش در لغت به معانی گوناگونی به کار برده شده است معانیی چون: جارچی، نقیب و تشویقکننده سپاه، رئیس تشریفات و نگهبان سپاه.
تعبیرهای دیگر از کلمه چاوش
در این جا چاوش به معنی نقیب سپاه و کسی که فرمان، تشویق و تهییج لشکر و سپاه جنگ را به منظور حمله و دفاع بر عهده دارد به کار برده شده است. (تاریخ بیهقی)
برای نمونه دو بیت شعر از نظامی گنجوی که کلمه چاوش را به کار برده در اینجا میآوریم:
«پسر چاوشان دید و تیغ و تبر قباهای اطلس کمرهای زر»
«زدل دادن چاوشان دلیر دلاور شده گور بر چنگ شیر»
(نظامی)
خاقانی چاوش را در شعرش رئیس تشریفات معرفی کرده و به کسی که در دربار شاهان یا در نزد امرا و بزرگان وظیفهدار امور تشریفاتی بوده و در روزهای سلام اشخاص را به حضور آنان معرفی مینموده است.
«ننه قباد مخوان کیقباد خوانش از آنک قباد چاوش روز سلام او زیبد.»
(خاقانی)
در اشعار شعرای دیگری چون: نظامی، خاقانی و پوربهای جامی چاوش را به عنوان نگهبان و مراقب کاروانیان به کار بردهاند. (فرهنگ نظام) کسی که تعداد افراد سپاه و نام همه آنها و وظایفشان را بداند
ای خادم سپید تو هم خادم سپاه خورشید رومپرور و ماه حبشنگار
(خاقانی)
ولی آنچه در اینجا مد نظر ماست و همه مطلعین محلی و پیشینیان روستا به آن نظر دارند معنی جارچی
و کسی است که دعوت رفتن به زیارت عتبات عالیات را میکند جارچی در فصل زیارت در روستاها و دهات به صورت سواره و یا پیاده به راه میافتاده و مردم را به وسیله صدای خود (جار زدن) و خواندن اشعار مهیج و مناسب برای آن زیارت تشویق و ترغیب مینموده است(ناظمالاطباء) و یا به آواز و اشعاري که فردی در جلو قافله زوار حرکت مینموده و اشعاری در منقبت و ستایش ائمه اطهار میسروده و باعث تهییج همراهان قافله میشده است.
در چاوشخوانی که منطقه دشتی در کل و روستای چاوشی به طور اخص زادگاه آن به نظر میرسد طبق رسوم منطقه در مراسمی که اشخاص زوار ائمه اطهار قبل و بعد از زیارت مردم را دعوت میکنند دو نفر خواننده چاوش به صورت مشاعره یک نفر یک بیت را طبق آهنگی خاص که به چاوش مشهور است میخواند و نفر دیگر بیتی دیگر را در جواب خواننده اول میخواند.
بانگ چاوشان چو از ره بشنود تا نبیند رو به دیواری کند
(مولوی)
منبع : http://chavooshy.blogfa.com/

