![]() |
![]() |
|
| پایگاه اطلاع رسانی مربوطی |
|
محمد خواجوی شاعری جوان از تبار خواجه عبدل افراد زیادی از زادگاه خود به دلایلی کوچ می کنند و می روند و پشت سر خود را هم نگاه نمی کنند ! در میان ناباوریها موطن خود را به راحتی فراموش می کنند. اما وقتی پای صحبت محمد خواجوی نشستیم آنچنان ساده و خالص از " کهنه " از " دوچکی از" خالالانگه " صحبت کرد که فهمیدیم او هرگزاز این خاک پاک از این روستای تاریخی و از خواجه عبدال – آن بزرگوار بزرگ خاندان خواجوی جدا نشده و نخواهد شد !
- اول درود بر ایران و ایرانی در مقیاسی بزرگ وطن و در مقیاسی کوچک شهر و همشهری . دوم : محمد خواجوی فرزند هاشم فرزند غلامشاه خواجه عبدال با فامیلی خواجوی , 31 سال سن دارم شغل رسمی ام ظرف فروشی میزان تحصیلات صادقانه و روراست بگویم دیپلم ناقص ادبیات فارسی که در سال 1377 به قصد خدمت سربازی تحصیل را ناتمام گذاشتم.
وقتی اسم کهنه می شنوید چه حسی به شما دست می دهد؟ - این شعر به یادم می آید : هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ..... باز جوید روزگار وصل خویش
- سالهای۱374 – 1375 متوجه شدم که بصورت طنز , شوخی جدی حرفهایی را که به دوستان می گویم می توانم قافیه دار بیان کنم.این نوعی حس جوششی بود که در آن زمان داشتم و بر اساس آن حس براس دوستانم شعر طنز می سرودم و بر اساس آهنگهای موجود در بازار آن زمان مثل استاد افتخاری و ... شعر می سرودم و می خواندم . در واقع در آن زمانها بود که متوجه شدم می توانم شعر بسرایم.
- خیر . بنده معتقدم شعر ( کلام ) باید رسالت داشته باشد. رسالت کلام در شعر برایم خیلی مهم است . در واقع نوع نگاه من به شعر سبک شعری من می باشد زیرا در شعرهایم سعی می نمایم چیزی بگویم و موضوعی انتخاب کنم که برای مخاطب جالب باشد. اشعارم موضوعات خاصی دارد مثل اشعار ققنوس , ماهی قرمز عید و انتظار که سر پست نگهبانی در خدمت چند مصرع آن را سرودم ولی بعد از اتمام خدمتم در انجمن شعر اوز آن را تمام نمودم که از دیدگاه یک شخص غربت زده که از وطن و شهر و علایقش دور است آن شعر را سرودم.
- در سال 72 – 1371 معلم پرورشی ام گروه سرود مدرسه را راه اندازی نمود که در آن زمان به اصرار دوستان به گروه سرود دعوت شدم و در آن زمان همه ترانه های موجود را شعرش را عوض می کردم و خودم شعرش را می گفتم و بدون فالش می خواندم.بنده معتقدم در زمینه خوانندگی موفقتر از نوازندگی هستم.
- مسلما حتماً زیرا ساخت اثر عشق هر صاحب اثر می باشد.
_ در روستای کهنه ما خویشاوندان درجه یک مثل عمه , عمو , مادربزرگ و ... داریم و تا زمانی که کوچک بودم و پسر عموهایم در کهنه بودند صبر نداشتم که پنجشنبه بشود و شب بشود و بخوابم و پدرم صبح جمعه بگوید برویم کهنه و اینقدر علاقه ام شدید بود که نمی توانم آنرا توصیف نمایم. اما بعدها مشغله های زندگی این فرصتها را از من گرفت.
- بله ارتباط دارم و به بستگانم در کهنه سر می زنم و آخرین بار فکر می کنم 4 یا 5 ماه قبل کهنه آمده ام. اتفاقا همسرم هم به کهنه علاقه خاصی دارد.طبق تحقیقی که از بزرگان کرده ام در کهنه سه شخص به نامها خواجه محمد , خواجه عالی و خواجه عبدال بوده اند که نسبت فامیلی عمویی با خواجوی داشته اند. یعنی جد خواجوی و جد وطنخواه نسبت عمویی به هم دارند و این علاقه من به گذشتگان و بستگان بوده است که سبب شده است در این زمینه تحقیق نمایم.
- بله , در گذشته که بیشتر کهنه می آمدیم بهترین کلمه برایم " دومان " بود . بعضی کلمات که در وبلاگ هم استفاده کرده اید مثل " واجارکه " و " خالالانگه " در ادبیات کهنه برایم خیلی خاطرات به همراه دارد و می توانم جای آن را در کهنه نشان بدهم . در منطقه کفه ای از کهنه با پسر عمویم با دوچکی به شکار " بوکی " می رفتیم که بسیار برایم لذت بخش بود.
- موضوعی در ذهنم است که بصورت نثر بیان می کنم ولی روزی بصورت شعر در خواهد آمد . وقتی به ماه نگاه می کنم می گویم تو هیچی نیستی مگر اینکه از بس ما گفتیم تو زیبایی و تو زیبا شدی ! با اشره به این مطلب عرض می کنم به جهت لطف دوستان این افتخار نصیب من شد که مدتی دبیر اول کمیته ادبی نشریه عصر اوز – دبیر انجمن ادبی اوز باشم و عناوینی مثل خواننده و شاعر نصیبم شده است. تا کنون در نوازندگی و خوانندگی قسمت اعظم فعالیتهایم در مناسبتهای مختلف در شهر اوزاجرا داشته ام ولی بعدها تصمیم گرفتم اجراهایی که داشتم تا آن زمان که تصویربرداری شده بود جوع آوری نمایم و به عنوانن یک اثر ارائه دهم که به کمک آقای اسماعیلی زمانی که در اوز ویدئوکلوپ داشتند همه ی آن فیلمها را جمع آوری و مونتاژ نمودیم که شامل 12 آهنگ بود و بصورت سی دیث آن را ارائه دادم.در جنگ شهرستانها این افتخار نصیبم شد که آهنگی برای شهر اوز از سروده های سرکار خانم فروغ هاشمی آهنگسازی نماینم و آن را اجرا نمایم که از شبکه استانی فارس هم پخش شد.به خاطر دارم آهنگ سازی آن را کمتر از 2 ساعت انجام دادم که پس از آنکه آقای بخشدار اوز آنرا بازدید نمودند و تائید کردند و شب بعد در برنامه جنگ شهرستانها ویژه شهر اوز اجرا نمودم که نوازندگی آن هم به عهده آقای شجاعت شفایی بود. بعد از آن شهر کوچه آقای فریدون مشیری را آهنگ سازی نمودم که تنظیم آن به عهده دوست عزیزم رضا احسانی پور که شیرازی هستند , می باشد .که به جهت حساسیتی که برای گلویم ایجاد شده این کار هنوز به اتمام نرسیده است که با رفع شدن این مشکل کار را به پایان خواهم رساند که در تهران ضبط می شود.
- در روند رو به رشد دوران خوانندگی ام 2-3 فضا عوض نموده ام. واز هر فضا اثری برایم زیبا می باشد مثلاً در فضای اول که ذوقی شعر می گفتم شعری که به یاد و در سوگ زنده یادان حمید زمین پیما و یوسف کوهگرد که در حادثه رانندگی دارفانی را وداع گفتند سرودم و آنرا خواندم بسیار مورد توجه عموم قرار گرفت که حتی اکنون هم کسانی هستند که تازه آهنگ را شندیده اند و فکر می کنند این اثر جدید می باشد.در فضای دوم شعری ام شعر اوز به دلیل اینکه اولین اثری بود که آهنگ سازی آن از خودم بود و از شبکه استانی فارس هم پخش شد برایم لذت بخش بود و تجربه ای خوب برایم بود. و کار اخیرم هم با عنوان کوچه به جهت اینکه کاری کاملا حرفه ای می باشد و از سازهای زنده در آن استفاده شده و ضبط آن در تهران صورت گرفته است برایم تجربه ای خاص است.
- صراحتاً عرض نمایم شعرهایم آنقدر از لحاظ کمی زیاد نیستند که آنرا به چاپ برسانم. شعرهایم کم است چون همیشه معتقدم کم گوی و گزیده گوی چون دٌر گز صحبت تو جهان شود پٌر البته بعضی مواقع سرودن یک شعر ماهها طول می کشید چون معتقدم که باید روی شعر کار شود تا شعری قوی باشد .مدتی هم که دبیر اول کمیته ادبی نشریه عصر اوز بودم هم فرصت مرا می گرفت و وقتی برای سرودن شعر نداشتم که در سرودن شعرم وقفه ایجاد می نمود. که البته اکنون نیز به دلایل مشغله های موجود چنین می باشد. دانلود آهنگ " اِوَز "
ترانه ای با صدای فریاد(محمد خواجوی) و شعری از سرکار خانم فروغ هاشمی پخش شده از شبکه ی تلویزیونی استان فارس برای دانلود آهنگ با فرمت MP3 روی فریادکلیک نمایید برای دانلود آهنگ با فرمت 3gp روی فریاد کلیک نمایید
- روزی دوست عزیزم آقای مهدی بهرامپور از وبلاگش و مزایای وبلاگ و چگونگی امکان دسترسی همگان از همه جهان از طریق اینترنت به شعرهایم گفتند و مرا راهنمایی و تشویق نمودند که وبلاگم را ساختمکه بسیار خوب می باشد و دوستان از سراسر جهان و کشور امکان دسترسی به شعرهایم را دارند و برایم نظر ارسال می نمایند و می توانم به نکات قوت و ضعف شعرهایم پی ببرم که در کل بسیار خوب است.
- اولین بار از طریق آقای اسماعیلی با آن آشنا شدم و می توانم بگویم هر وقت که به اینترنت وصل می شوم حتما از وبلاگ مربوطی بازدید می کنم.
- شاید چیزی که بصورت سوال در ذهن خیلیها مطرح شود بگوبند دلبستگی بنده به کجاست؟ اوز یا کهنه ؟ با مثالی آن را پاسخ خواهم داد : کشاورزی که زمینی دارد و گندم می کارد . آن را آبیاری می کنند و محصولش به ثمر می نشیند که حاصلش گندم می باشد. حال سوال ایجاد می شود که آن محصول نتیجه زمین خوب است یا بذر خوب؟ مطمئناً محصول نتیجه هر دوی آن می باشد.با این مثال مطمئنا دلبستگی من به کهنه مثل بذری است که در آن خاک کاشته شد و اوز هم برای من مثل آن خاک است که من هر چه در در خودم می بینم از آن بذری است که آباء و اجداد من در خون من گذاشته اند و لطف خداوند و اوز هم بسترو خاکی بوده که از امکانات آن استفاده کرده ام و مردمانی که به بنده لطف داشته اند تا به این موقعیتها رسیده ام.
- دلبستگی من به کهنه مثل جدا کردن بذر از خاک می باشد که معتقدم باید هر دو در کنار هم باشند. همیشه ذوق شعری ام مدیون کهنه زادگاهم می باشد که از پدر و جدم به من رسیده است چون بخاطر دارم همیشه حافظ خوانی در خانه امان رواج داشته است وپدرم کتابهای خسرو شیرین و ناصر خسرو داشت و می خواند..پس من مدیون خواجه عبدال می باشم که نسل به نسل به من رسیده است. اصالت شعری ام مدیون کهنه است ولی اوز و امکانات و مردم آن هم در موفقیتم سهم داشته اند.همانطور که ابتدا عرض کردم هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ... باز جوید روزگار وصل خویش . پس همیشه کهنه به عنوان یک زادگاه واقعی وجود دارد.
- برایم اصالت بسیار مهم است ولی برای پشرفت حد و مرز معنی ندارد . از شما آقای اسماعیلی و استاد همیشه استادم آقای رضایی تشکر می کنم و افتخار می کنم که بنده را گزینه ای شدم برای مصاحبه با شما.و از اینکه از وبلاگ مربوطی بازدید می کنم و از اخبار آن آگاه می شوم خوشحالم و از اینکه شما دو شخص گرامی اینگونه عاشقانه برای کهنه اینگونه فعالیت می نمائید تشکر می کنم.لطف و علاقه و زحمت شما برای روستای کهنه ستودنی است. وبلاگ مربوطی ( کهنه اوز ) هم برای آقای محمد خواجوی و خانواده محترمشان آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون دارد. گزارش از آقایان : مصطفی رضایی و مرتضی اسماعیلی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 1:35 توسط مرتضی اسماعیلی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پایگاه اطلاع رسانی مربوطی ( کهنه اوز ) از شهریور 1386 کار خود را آغاز کرد و تا کنون با همکاری بی وقفه نویسندگان خود به فعالیت ادامه داده است.در این پایگاه خبری اخبار روستای کهنه , شهرک توحید , اوز و سایر روستاهای شهرستان اوز , شهرستان لارستان و حومه را پوشش خبری می دهد.اخبار و مطالب خود برای درج در این پایگاه خبری می توانید از طریق شماره های واتس آپ درج شده و یا از طریق ایمیل ارسال نمایید.ممنون از همراهی شما بازدیدکنندگان عزیز
نشانی ما در اینستاگرام : @marbootii کانال پایگاه اطلاع رسانی مربوطی در تلگرام : https://telegram.me/marbooti *********************** نویسندگان: مصطفی رضایی : mostafa_rezaea@yahoo.com ___×××___ مرتضی اسماعیلی ___×××___ عارف حاجی پور : aref_hajipor@yahoo.com ___×××___ شماره واتس آپ ما (whatsapp ) : مصطفی رضایی ۰۹۳۷۳۷۴۵۰۱۱ عارف حاجی پور ۰۹۳۷۰۸۷۴۹۲۲ ------------------------------------ کانال ارتباطی ما در تلگرام : https://telegram.me/marbooti |
| نویسندگان |
|
مرتضی اسماعیلی مصطفی رضایی عارف حاجی پور |
|
RSS
|